Tuesday, January 22, 2008

نوشته هفتم دی ماه 1386

از : کرگدن خودم

پروانه امید

انجمن ام اس ایران

زندگی می گشت بر گردون و بر دنیای من

لرزه ای افتاد بر اندام و بر سیمای من

آب می گشت همه هستی و هم رخسار من

دوستانم بهتر از گل های هر گلدان من

پر شد از مهر وطن هم رای وهم مستی من

تحفه ایشان همه امید بود بر جان و بر دنیای من

سروده بالا به هیچ شعر و قصیده ای نمی ماند . نه قافیه و نه ردیف و نه مضراب و نه هیچ اما

همه در پایان یک

" من "

دارد .

همه و آن " من "

آری فقط " من " خواهد توانست به من کمک کند و نه هیچکس دیگر

همه دوستان من با منند اما " من " با من نبوده است .

باور کنم منم را و این " من " به من کمک خواهد کرد تا بازیابم دوباره رفتن را با پروانه ها


چامه بالا زیر نور تاریکی آمد به چشمم آن هنگام که دیدم نور ها از بر زیبا روئی که در برم نشسته بود

به سویم پر کشید و خود گفت این " من " را

من اما آن شب امید را به مانند پروانه هائی دیدم که در دور و بر " من " بی امید من پر می کشند و خجل ماندم و گشتم تا کنون . . .

تا که دیدم آن زیبا روی با نگاهش به من می زند فریاد که با امید فردا را می بینم و دوباره ، دوباره خواهم ایستاد .

آن زیبا روی ، به سیمای هدیه ای بود .

آن زیبا روی ، لیلا ی همه عاشقان است .

آن زیبا روی ، نورش سفر کرد بسویم .

امید داشته باشیم و امیدوار برای روزهای بهتر

و نهراسیم از آینده .

که دیروز همین امروز ماست .

بیش از این حرفی برایم نمانده است و بیش از این نیز نخواهد ماند قرار .

امیر پریزاد

درود

پس از چند سال دوباره این وبلاگ فعال شد !!!

امیدوارم با نوشتن دیدگاه هایتان مرا در راه آگاهی رسانی و خردورزی یاری دهید

موفق باشید

جاوید ایران زمین

زنده باد آزادی و دموکراسی

بدرود