نوشته چهاردهم اسپند ماه 1386
از : کرگدن خودم
شاه پریان
چرندیات زیر از سلسله چرندیات یک راس سگ دریائی مخبط است که راه را اشتباه گرفته اند .
پیشاپیش چرندیات ایشان را بر گردن نمیگیرم .
حالیه ، این شما و اینهم چرندیات این سگ دریائی ،
با پوزش از تمامی گونه های سگ واره عزیز دلم .
آری من یک سگ دریائی هستم .
شادروان پدرم می فرموند سگ دریائی .
عرض می کردم بله .
می فرمودند چرا تو نباید پس از رئیس قبیله ، شاه شوی ؟
خوش تیپ تر نیستی ، که هستی . خوب تر نمینشینی ، که می نشینی . خوب تر حرف نمی زنی که می زنی .
این داستان گذشت تا پدر ، بناگاه در اثر حمله ددان درگذشتند و عمرشونو دادند به من . ایکاش بودند و شاه شدن مرا می دیدند .
No comments:
Post a Comment